2-2. روش‌شناسی پژوهش53
2-3. جامعه پژوهش و حجم نمونه53
2-3-1. روش محاسبه حجم نمونه و تعداد آن55
2-4. ابزارها و مراحل گردآوری اطلاعات56
2-4-1. پرسشنامه سیبریاشرینک56
2-4-2. مقیاس اضطراب کتابخانه‌ای بوستیک57
2-5. روایی و پایایی ابزارهای گردآوری اطلاعات60
2-5-1. روایی60
2-5-2. پایایی60
2-6. فرآیند گردآوری داده‌ها61
2-7. تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها61
2-7-1. آزمون فرض نرمال بودن متغیّرها61
فصل سوم: تجزیه و تحلیل یافته‌ها
3. تجزیه و تحلیل یافته‌ها64
3-1. مقدمه64
3-2. توصیف متغیّرهای مورد مطالعه64
3-2-1. تحلیل اطلاعات جمعیّتشناختی64
3-2-2. اطلاعات مربوط به نوع دانشگاه و دانشکده66
3-3. پاسخ به سؤال‏های اصلی پژوهش66
فصل چهارم: بحث و نتیجه‌گیری
4. بحث و نتیجه‌گیری95
4-1. مقدمه95
4-2. خلاصه یافته‌های مرتبط با سؤال‌ها و بحث پیرامون آنها95
4-3. نتیجه‌گیری کلی97
4-4.پیشنهادها106
4-4-1. پیشنهادهای کاربردی پژوهش106
4-4-1-1. پیشنهادهای کاربردی برای کتابداران106
4-4-1-2. پیشنهادهای کاربردی برای مدیران کتابخانه‌ها107
4-4-2. پیشنهادهایی برای پژوهش‌ها و مطالعه‌های آینده108
4-5. محدودیت‌های اجرای پژوهش109
فهرست منابع112
منابع فارسی110
منابع انگلیسی114
فهرست تصاویر وجداول
جدول 1-1. سیر تحول مفهوم هوش هیجانی، برگرفته از مبانی نظری پژوهش12
تصویر 1-1. الگوی چهار مرحله‌ای تقویت سواد هیجانی شرایور15

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول 1-2. ویژگی افراد با هوش هیجانی باالا19
جدول 2- 1. فراوانی رشته و دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و خلیج فارس به تفکیک دانشکدهها54
جدول2-2. توزیع فراوانی و فراوانی نسبی آزمودنی‌ها بر حسب جنسیت، دانشگاه و دانشکده(N=655) 55
جدول 2-3. ضرایب آلفای کرونباخ برای متغیّرهای پژوهش61
جدول 2-4. نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای امتیاز کل و امتیاز مؤلّفههای هوش هیجانی و اضطراب کتابخانهای62
جدول 3-1. متغیّرهای مستقل و وابسته پژوهش به تفکیک64
جدول 3-2. توزیع فراوانی و فراوانی نسبی دانشجویان بر حسب جنسیت، دانشگاه و دانشکده65
جدول 3-3. تصویری کلی از پاسخ‏های آزمودنی‌ها به گویه‏های مربوط به اضطراب کتابخانه‌ای68
جدول 3-4. تی تک متغیره برای تعیین میزان اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان به تفکیک دو دانشگاه69
جدول 3-5. سطح‌بندی اضطراب کتابخانه‌ای بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس70
جدول 3-6. تی تک متغیره برای تعیین میزان اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان در مؤلّفه‌های مختلف70
جدول3-7. تی مستقل برای سنجش تفاوت مؤلّفههای اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دختر و پسر71

جدول 3-8. میانگین رتبه نمره‌های دریافتی مؤلّفههای عوامل عاطفی و فقدان مهارت‌های کتابخانه‌ای به تفکیک جنسیت72
جدول 3-9. میانگین نمره‌های دریافتی اضطراب کتابخانه‌ای و مؤلّفههای آن به تفکیک دو دانشگاه72
جدول 3-10. میانگین رتبه نمره‌های دریافتی مؤلّفه فقدان مهارت‌های کتابخانه‌ای به تفکیک دو دانشگاه73
جدول 3-11. میانگین رتبه نمره‌های دریافتی اضطراب کتابخانه‌ای و مؤلّفههای آن به تفکیک دانشکدهها در علوم پزشکی بوشهر74
جدول 3-12. میانگین رتبه نمره‌های دریافتی اضطراب کتابخانه‌ای و مؤلّفههای آن به تفکیک دانشکدهها در دانشگاه خلیج فارس75
جدول 3-13. تی تک متغیره برای تعیین میزان اضطراب کتابخانه‌ای در مؤلّفه‌های مختلف دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی75
جدول 3-14. تی تک متغیره برای تعیین میزان اضطراب کتابخانه‌ای در مؤلّفه‌های مختلف دانشجویان دانشگاه خلیج فارس76
جدول3-15. میانگین وزنی برای سنجش تفاوت مؤلّفه‌های اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان در هر دو دانشگاه77
جدول 3-16. تصویری کلی از پاسخ‏های آزمودنی‌ها به گویه‏های مربوط به هوش هیجانی78
جدول3-17. تی تک متغیره برای تعیین میزان هوش هیجانی دانشجویان به تفکیک دو دانشگاه79
جدول3-18. تی تک متغیره برای تعیین میزان هوش هیجانی در مؤلّفه‌های مختلف در دانشجویان80
جدول3-19. تی مستقل برای سنجش تفاوت مؤلّفههای هوش هیجانی دانشجویان دختر و پسر81
جدول 3-20. میانگین رتبه نمره‌های دریافتی مؤلّفههای خودآگاهی و خودمدیریتی به تفکیک جنسیت82
جدول3-21. میانگین نمره‌های دریافتی هوش هیجانی و مؤلّفههای آن به تفکیک دو دانشگاه82
جدول 3-22. میانگین رتبه نمره‌های دریافتی مؤلّفههای خودانگیزی به تفکیک دو دانشگاه83
جدول 3-23. میانگین رتبه نمره‌های دریافتی هوش هیجانی و مؤلّفههای آن به تفکیک دانشکدهها در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر83
جدول 3-24. میانگین رتبه نمره‌های دریافتی هوش هیجانی و مؤلّفههای آن به تفکیک دانشکدههادر دانشگاه خلیج فارس84
جدول 3-25. تی تک متغیره برای تعیین میزان هوش هیجانی در مؤلّفه‌های مختلف دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی85
جدول 3-26. تی تک متغیره برای تعیین میزان هوش هیجانی در مؤلّفه‌های مختلف دانشجویان دانشگاه خلیج فارس85
جدول3-27. میانگین وزنی برای سنجش تفاوت مؤلّفه‌های هوش هیجانی دانشجویان85
جدول 3-28. همبستگی بین مؤلّفه‌‌های هوش هیجانی و مؤلّفه‌‌های اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دو دانشگاه86
جدول 3-29. همبستگی بین مؤلّفه‌‌های هوش هیجانی و مؤلّفه‌‌های اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر88
جدول 3-30.خلاصه مشخصه‌های آماری رگرسیون تأثیر مؤلّفه‌‌های هوش هیجانی بر اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان علوم پزشکی89
جدول 3-31. همبستگی بین مؤلّفه‌‌های هوش هیجانی و مؤلّفه‌‌های اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشگاه خلیج فارس90
جدول 3-32. خلاصه مشخصه‌های آماری رگرسیون تأثیر مؤلّفه‌‌های هوش هیجانی بر اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان خلیج فارس92
جدول 3-33. خلاصه مشخصه‌های آماری رگرسیون تأثیر مؤلّفه‌‌های اضطراب کتابخانه‌ای بر هوش هیجانی دانشجویان93

1. بیان مسأله
1-1. مقدمه
کتابخانه نهادی اجتماعی است که در آن افراد به دنبال راهی برای برطرف کردن نیاز‌های اطلاعاتی خویش هستند. این نهاد، نقش مهمی در شناسایی نیازهای اطلاعاتی (اعم از نیازهای بالقوه و بالفعل)، فراهم‌آوری، بازیابی و دسترس‌پذیر ساختن محتوای منابع اطلاعاتی مورد نیاز کاربران بر عهده دارد. برای ایفای چنین نقشی علاوه بر وظایف معمول هر کتابخانه شامل فراهم‌آوری، سازمان‌دهی و دسترس‌پذیری منابع اطلاعاتی، بررسی موانع عاطفی و روان‌شناختی استفاده از کتابخانه می‌‌تواند در ارائه بهتر خدمات و استفاده هر ‌چه مناسب‌تر کاربران از کتابخانه تأثیر داشته باشد. این امر به این دلیل حائز اهمیت است که یک کتابخانه به رغم داشتن مجموعه‌ای مناسب متشکل از انواع منابع اطلاعاتی، در صورت نداشتن محیطی آرام و بدون عوامل اضطراب‌زا، قادر نخواهد بود تا به طور شایسته کاربران خود را مورد حمایت قرار داده و خدمات مناسبی به آنها ارائه نماید. از این رو، موضوع اضطراب به عنوان یکی از عمده‌ترین موانع عاطفی و روان‌شناختی پیش روی کاربران بایستی مورد توجه قرار گیرد. تاکنون بحث اضطراب و انواع گوناگون آن مانند اضطراب رایانه‌ای1، اضطراب اینترنتی2، اضطراب اطلاعاتی3، اضطراب پژوهش کتابخانه‌ای4، اضطراب کتابخانه‌ای5، اضطراب ریاضی و آمار6 و اضطراب پژوهش7 موضوع پژوهش‌های متعددی بوده است (عرفان‌منش، محمدی، دیده‌گاه، 1391). در این میان، اضطراب کتابخانه‌ای به عنوان یکی از مهم‌ترین و شایع‌ترین اضطراب‌ها در محیط‌های علمی محسوب می‌شود (Bostick,1992) .
ایده اضطراب کتابخانه‌ای از سال 1972 مطرح بوده است (خدیوی، عابدی، شعبانی، 1385). از اولین پژوهش‌های انجام شده در زمینه اضطراب کتابخانه‌ای پژوهشی بود که توسط ملون (Mellon, 1986) انجام گرفت؛ در این پژوهش برای اولین بار “نظریه اضطراب کتابخانه‌ای8” مطرح شد. سپس بوستیک در سال 1992 مقیاس سنجش اضطراب کتابخانه‌ای را تعیین نمود و آن را به عنوان ابزاری برای پژوهش‌های خود در این زمینه مورد استفاده قرار داد. از آن پس، پژوهش‌های بسیاری برای کاهش میزان اضطراب کتابخانه‌ای انجام گرفته است.
در میان پژوهش‌های انجام شده طی سال‌های اخیر، جای خالی پژوهشی که به هوش هیجانی به عنوان عاملی تأثیرگذار بر سطح اضطراب کتابخانه‌ای بپردازد، مشهود است. از آنجا که از یک سو هوش هیجانی و مؤلّفه‌های آن به ویژگی‌های روان‌شناختی افراد توجه نموده و سعی در تشریح و تفسیر جایگاه هیجانات و عواطف در توانمندی‌های انسانی دارد و از سویی دیگر اضطراب کتابخانه‌ای نیز به عنوان مانعی روان‌شناختی در جهت دستیابی به چنین توانمندی و قابلیتی محسوب می‌شود، می‌توان وجود رابطه بین این دو مقوله را محتمل دانست. شناخت ویژگی‌های گوناگون روان‌شناختی افراد و اهتمام ورزیدن نسبت به شناخت آنها، بستری را مهیا می‌سازد تا درگام نخست اشخاص بر اساس آن قادر شوند چه در قالب فعالیت‌های فردی و چه در قالب فعالیت‌های جمعی، توانمندی‌ها و ضعف‌های خویش را شناسایی نمایند. این افراد در گام بعد قادر خواهند شد از توانمندی‌ها و ضعف‌های شناخته شده خود، برای برقراری ارتباط مؤثر و تعامل هدفمند با دیگر افراد جامعه استفاده کنند. در این راستا، هوش هیجانی به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در ارتباط با کسب آگاهی نسبت به روابط بین فردی که توانایی شناخت و تمایز عواطف و انگیزه‌های افراد را بوجود می‌آورد، می‌تواند نقشی اساسی ایفا نماید (سلطانی‌فر، 1386). با توجه به این نکته که هوش هیجانی ماهیتی اکتسابی دارد (Fletcher, Leadbetter, Curran, O’Sullivan, 2009)، به نظر می‌رسد پرداختن به این مفهوم زمینه‌ساز کاهش برخی مشکلات ارتباطی کاربران در کتابخانه‌ها باشد.
1-2. تعریف مسأله
ظهور فن‌آوری‌های جدید تأثیری جدی در همه محیط‌ها به خصوص در کتابخانه‌ها داشته و امروزه کاربرد آنها در تمام بخش‌های کتابخانه به صورت امری رایج مشاهده می‌شود. در این راستا کتابخانه‌های دانشگاهی هم از این امر مستثنی نبوده‌ و برای اجرای صحیح برنامه‌های آموزشی و پژوهشی دانشگاه، از فن‌آوری‌های جدید بهره برده‌اند. استفاده از فن‌آوری‌ها در بخش‌هایی از کتابخانه که به طور مستقیم با کاربر در ارتباط است، باعث بروز مشکلاتی برای کاربران یا همان دانشجویان شده‌است. دانشجویان باید بتوانند خود را با شیوه‌ها و ابزارهای جدید فن‌آوری‌ اطلاعات سازگار کنند. از آنجایی‌که بسیاری از دانشجویان آشنایی کاملی نسبت به این شیوه‌ها و ابزارهای جدید ندارند و نسبت به کمک‌هایی که کتابداران در دستیابی به اطلاعات قادر به ارائه آن می‌باشند آگاه نیستند، استفاده از کتابخانه برای این دسته از دانشجویان به تجربه‌ای نا‌خوشایند و همراه با اضطراب تبدیل می‌شود (حریری، نعمتی‌لفمجانی، 1388). این عوامل و بسیاری از مسائل دیگر مانند وی‍ژگی‌های محیطی کتابخانه، برخورد نامناسب کتابداران و موارد دیگر می‌تواند اثرات روان‌شناختی پیچیده‌ای بر کاربران کتابخانه‌های دانشگاهی داشته باشد و کمیّت و کیفیّت استفاده از کتابخانه را تحت ‌تأثیر قرار دهد. یکی از این تأثیرات روان‌شناختی موضوع اضطراب است که در علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی با عنوان اضطراب کتابخانه‌ای از آن یاد می‌شود (عرفان‌منش، بصیریان‌جهرمی، 1390). طبق گفته ملون (Mellon, 1986)، “اضطراب کتابخانه‌ای احساسی عمومی ناشی از تنش و ترس است که در هنگام استفاده واقعی افراد از کتابخانه و یا زمانی که قصد استفاده از کتابخانه‌ را دارند، تجربه می‌شود”.
برخی پژوهش‌ها، ازجمله پژوهش عرفان‌منش و دیده‌گاه (1390) نشان داده است که استفاده نکردن بسیاری از دانشجویان دانشگاه‌های ‌مختلف از کتابخانه به دلیل اضطراب ناشی از ورود به محیط کتابخانه می‌باشد که باعث کاهش قابلیت و توانایی افراد شده و با به خطر انداختن سلامتی آنان، مانع کسب موفقیت می‌شود. استفاده دانشجویان از کتابخانه‌های دانشگاهی در‌صورتی کارآمدی لازم را خواهد داشت که علاوه بر برخورداری از شرایط و امکانات مناسب در کتابخانه، آرامش و امنیت ذهنی و روانی دانشجویان در استفاده از کتابخانه نیز در بیشترین حد ممکن تأمین شده باشد. پس، از آنجا که هوش هیجانی و مؤلّفه‌های آن به بررسی آرامش و امنیت ذهنی و روانی افراد می‌پردازد، می‌توان انتظار داشت در رفع مشکل اضطراب کتابخانه‌ای مؤثر باشد. چرا که “هوش هیجانی” یعنی “توانایی‌هایی مانند این که فرد بتواند انگیزه خود را حفظ نماید و در‌مقابل ناملایمات پایداری کند، حالات روحی خود را تنظیم کند و نگذارد پریشانی خاطر، قدرت تفکر او را خدشه‌دار سازد” (مرادی، 1389). هوش هیجانی باعث ارتباط بهینه با دیگران، کنترل خود، تطابق و انگیزه برای زندگی می‌شود و مهارت‌های درون‌فردی، بین‌فردی، سازش‌پذیری و مدیریت استرس را افزایش می‌دهد و می‌تواند سطح کارآیی افراد را در زمینه تحصیلی و تخصصی افزایش دهد (ظهیرالدین، دیباج‌نیا، قیدر، 1389).
از آنجایی که افراد دارای هوش هیجانی بالا توانایی بیشتری در حل مسأله و همچنین انطباق‌پذیری با شرایط جدید (مانند قرارگرفتن در یک محیط جدید) دارند (Fletcher, et al, 2009)، می‌توان گفت در زمینه استفاده از منابع کتابخانه‌ای نیز این کاربران با استرس و اضطراب کمتری ناشی از حضور در محیط کتابخانه مواجه خواهند شد. در این بین، با توجه به این‌که از میان انواع کتابخانه‌ها، کتابخانه‌های دانشگاهی دارای رسالت آموزشی و پژوهشی بالاتری هستند، و مسئولیت آموزش و ارتقاء سطح توانمندی‌ها و مهارت‌های مربوط به سواد اطلاعاتی دانشجویان را نیز به عهده دارند، کاهش سطح اضطراب کتابخانه‌ای از جمله رسالت‌های این دسته از کتابخانه‌ها محسوب می‌شود. بنابراین پژوهش حاضر بر آن است تا ضمن مشخص کردن سطح اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشگاه‌ علوم پزشکی بوشهر و خلیج فارس به بررسی رابطه اضطراب کتابخانه‌ای با هوش هیجانی آنها پرداخته و رابطه مؤلّفه‌های هوش هیجانی را بر سطح اضطراب کتابخانه‌ای بررسی نماید. نتایج این پژوهش خواهد توانست ضمن پرداختن به چالش‌های مطرح در بین افراد مشغول به تحصیل در زمان استفاده از کتابخانه، راه‌حل‌هایی در این زمینه پیشنهاد دهد.
1-3. ضرورت اجرای پژوهش
هر ساله کتابخانه‌های دانشگاهی سهم قابل توجّهی از بودجه دانشگاه را صرف خرید منابع کتابخانه‌ای مانند کتاب‌ها، نشریات چاپی و الکترونیکی و پایگاه‌های اطلاعاتی می‌کنند. صرف چنین بودجه‌ای با هدف استفاده بهینه و کارآمد جامعه دانشگاهی به خصوص دانشجویان از این منابع اطلاعاتی چاپی و الکترونیکی انجام می‌گیرد. در این راستا هر عاملی که مانعی در استفاده بهینه و کارآمد از کتابخانه ایجاد ‌کند، باید مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته و در جهت برطرف کردن آن راه‌کارهایی ارائه شود. با کمک این گونه راه‌کارها می‌توان سطح استفاده از منابع اطلاعاتی خریداری شده را افزایش داد، کیفیّت و کمیّت استفاده از منابع اطلاعاتی را بالابرد و ارزش افزوده منابع کتابخانه را بهبود بخشید. همچنین بدین طریق می‌توان با ارتقاء سطح دانش و عملکرد پژوهشی دانشجویان و دیگر کاربران کتابخانه‌های دانشگاه، جایگاه دانشگاه را ارتقاء داد؛ چرا که اگر دانشجویان بیشتر به استفاده از کتابخانه و منابع اطلاعاتی ترغیب شوند، باعث گسترش فعالیت‌های علمی و پژوهشی در آن دانشگاه شده و جایگاه علمی دانشگاه بهبود می‌یابد.
به طور کلی، با انجام این پژوهش می‌توان در راستای تحقق موارد زیر گام‌های اساسی برداشت:
1- با بررسی رابطه هوش هیجانی و اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس می‌توان عوامل مؤثر در ایجاد اضطراب در محیط کتابخانه‌های مرکزی این دو دانشگاه را شناسایی کرده و برای برطرف نمودن آنها برنامه‌ریزی کرد؛
2- از نتایج این پ‍ژوهش می‌توان در برقراری ارتباطی مؤثر میان کتابداران و استفاده‌کنندگان از کتابخانه بهره برد؛
3- با استفاده از هوش هیجانی و مؤلّفه‌های آن، می‌توان راه‌کارهایی جهت کاهش اضطراب کتابخانه‌ای ارائه داد و از این طریق می‌توان کیفیّت و کمیّت استفاده از منابع اطلاعاتی را بالا برد و ارزش افزوده منابع کتابخانه را ارتقاء بخشید؛
4- نتایج این پژوهش می‌تواند به برنامه‌ریزان و مدیران کتابخانه‌های دانشگاهی در برقراری ارتباط مؤثرتر با دانشجویان و کمک به آنها، استفاده بهینه از منابع و فرآهم آوری محیطی مناسب‌تر منطبق با نیاز کاربران یاری رساند.
1-4. هدف‌ اصلی پژوهش
بررسی رابطه هوش هیجانی و اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس.
1-5. هدف‌های فرعی پژوهش
1. تعیین میزان اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس؛
1-1. تعیین میزان اضطراب کتابخانه‌ای در میان دانشجویان دختر و پسر هر دانشگاه؛
1-2. تعیین میزان اضطراب کتابخانه‌ای بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس؛
1-3. تعیین میزان اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشکده‌های چهارگانه‌ دانشگاه علوم پزشکی بوشهر؛
1-4. تعیین میزان اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشکده‌های چهارگانه‌ دانشگاه خلیج فارس؛
2. تعیین میزان هوش هیجانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس ؛
2-1. تعیین میزان هوش هیجانی در میان دانشجویان دختر و پسر هر دانشگاه؛
2-2. تعیین میزان هوش هیجانی بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس؛
2-3 . تعیین میزان هوش هیجانی دانشجویان دانشکده‌های چهارگانه‌ دانشگاه علوم پزشکی بوشهر؛
2-4. تعیین میزان هوش هیجانی دانشجویان دانشکده‌های چهارگانه‌ دانشگاه خلیج فارس؛
3. تعیین رابطه هوش هیجانی و مؤلّفه‌های آن با اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس.
1-6. سؤال‌های پژوهش
1- میزان اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس در چه سطحی قرار دارد؟
2- میزان هوش هیجانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس در چه سطحی قرار دارد؟
3. تا چه میزان بین هوش هیجانی و اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان رابطه وجود دارد؟
1-7. مبانی نظری
1-7-1. مقدمه
همان‌طور که در فصل اول ذکر شد، هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه هوش هیجانی و اضطراب کتابخانه‌ای دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر و دانشگاه خلیج فارس می‌باشد. بنابراین یکی از مقوله‌هایی که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار می‌گیرد موضوع هوش هیجانی است که از سال 1990 بدین سو، پژوهش‌های گسترده‌ای در این زمینه صورت گرفته است. موضوع حائز اهمیت دیگر، اضطراب کتابخانه‌ای است که از نظر تاریخی پژوهش‌های این حوزه به حدود بیست و پنج سال قبل بر می‌گردد. با این حال در طی این مدّت محدود، تعداد پژوهش‌های انجام شده در این حوزه قابل توجه می‌باشد. اما آنچه که در این پژ‍وهش اهمیت دارد بررسی رابطه هوش هیجانی و اضطراب کتابخانه‌ای ‌است که در اینجا تلاش شده این مفاهیم به طور گسترده مورد بررسی قرار گیرند.
1-7-2. هوش9
تعریف‌های زیادی از هوش ارائه شده است؛ یکی از آنها که اتفاق نظری روی این تعریف وجود دارد، هوش را به عنوان توانایی سازگاری با محیط و یادگیری از تجربیات زندگی روزانه می‌داند (طباطبائی، توسلی نائینی، 1388). در واقع هوش مهارتی برای حل مسئله می‌باشد (همان، 1388). هوش، از جنبه‌های مهم در سازگاری افراد با محیط و از عوامل مهم تفاوت‌های فردی به شمار می‌آید. هنگامی مفهوم هوش از مطالعات دانشگاهی به سطح جامعه و روابط بین فردی وارد شد، مفاهیمی مانند”هوش اجتماعی10″، “هوش بین فردی11” و “هوش هیجانی12” ذهن پژوهشگران را درگیر کرد (رنجبردار، 1389).
1-7-3. هوش هیجانی
هوش هیجانی زیر مجموعه‌ای از هوش اجتماعی می‌باشد که به عنوان “توانایی برای نظارت بر احساسات و هیجانات خود و دیگران، محدود ساختن آنها و استفاده از این اطلاعات برای هدایت افکار و عملکرد‌ها” شناخته می‌شود. این مفهوم، مرتبط با هوش اجتماعی می‌باشد که به عنوان توانایی برای پردازش‌هایی از جمله درک و مدیریت اطلاعات هیجانی است. هوش اجتماعی به شخصیت افراد اشاره دارد و فرآیندی است که از رفتارهای اجتماعی ریشه گرفته است (De Raad, 2005).
به بیان دیگر، هوش هیجانی یعنی آنکه یک فرد خود را به خوبی شناخته و بداند افکار، عواطف، احساسات و ویژگی‌های رفتاری‌اش‌ چه می‌باشد. درواقع می‌توان گفت “مهارتی است برای ارزیابی و هدایت، که باعث تغییر توانایی‌های انسان برای تعالی، توسعه و ایجاد احساس مثبت از زندگی می‌شود” (حقانی، امینیان، کمالی و جمشیدیان، 1389). هوش هیجانی به عنوان عاملی مؤثر برای کسب موفقیت در زندگی، تحصیلات و شغل، شناخته شده است (Nelis, Quoidbach, Mikolajczak, Hansenne, 2009). با توجه به پژوهش‌های انجام شده در زمینه هوش هیجانی چنین نتیجه‌گیری شده است که هوش هیجانی برای تربیت افرادی با انگیزه بالا، علاقه‌مند به کسب علم و دانش، خلاق، مسئولیت‌پذیر، با اعتماد به نفس بالا، انعطاف‌پذیر، با پشتکار و دارای قدرت برقراری ارتباط، امری لازم است (Ciarrochi, Deane, Anderson, 2002). همچنین پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند که زیر بنای بسیاری از تصمیم‌های مهم، فعالیت‌های سودمند و زندگی‌های رضایت بخش و موفق، هوش هیجانی است (طباطبائی، توسلی نائینی، 1388).
پایه‌های هوش هیجانی شامل موارد زیر است:
* آگاهی از احساسات خود و استفاده از آنها برای تصمیم‌گیری‌های زندگی؛
* توانایی یافتن برای مدیریت زندگی هیجانی خود و تسلیم نشدن در مقابل افسردگی، نگرانی و خشم؛
* تحمل ناملایمات و از دست ندادن انگیزه برای پیگیری اهداف؛
* همدلی یعنی درک هیجان‌های دیگران بدون نیاز به گفتم احساساتشان؛
* کنترل ماهرانه و یکنواخت احساسات در روابط با دیگران (ابوالحسنی و سروی، 1390).
تعریف‌های ناهمگون و مبهمی در زمینه هوش هیجانی تا کنون ارائه شده است که این پیچیدگی و مبهمی به دلیل وجود جنبه‌های علمی و نیز جنبه‌های غیر علمی و عامه‌پسند در این حوزه است (سیاروچی13، فورگاس14، مایر15، 1383 ، ص15).
* هوش هیجانی از نظر مایر و سالووی16، به عنوان یک توانایی، عبارت است از ظرفیت ادراک، ابراز، شناخت، کاربرد و اداره هیجان‌ها در خود و دیگران (شعبانی، 1387).
* در تعریفی که بار-آن17 از هوش هیجانی ارائه کرده است، هوش هیجانی را به عنوان توانایی‌های غیر شناختی تعریف ‌می‌کند که در برگیرنده پنج مقوله می‌باشد. این مقوله‌ها عبارتند از:
1- درون فردی18: شامل مواردی چون خود شکوفایی، استقلال و خودآگاهی هیجانی است؛
2- بین فردی19: دربرگیرنده مواردی چون هم‌دلی و مسئولیت پذیری اجتماعی می‌باشد؛
3- توان سازگاری20: شامل توانایی‌هایی از قبیل حل مسأله و واقعیت آزمایی است؛
4- مدیریت استرس21: شامل کنترل تکانه‌ها و تحمل استرس می‌باشد؛
5- خلق و خوی کلی22: شامل شادکامی و خوش‌بینی است (نوری امام‌زاده‌ای، 1388، ص19).
به نظر می‌رسد تعریفی که بار-آن از هوش هیجانی ارائه داده است به باور اغلب متخصصان تعریفی جامع‌تر در این زمینه محسوب می‌شود.
1-7-4. مقایسه هوش هیجانی و بهره هوشی یا هوش شناختی23
هوش هیجانی و بهره هوشی همواره در طول زندگی در تعامل با یکدیگر هستند. پژوهش‌های انجام شده در این زمینه بیان‌گر این امر می‌باشد که هوش هیجانی بیشتر از بهره هوشی در موفقیت‌های انسان تأثیر دارد (گنجی‌نیا، حبیب‌زاده، 1389). در واقع هوش هیجانی به ما می‌گوید که چگونه از بهره هوشی در جهت کسب موفقیت در زندگی استفاده کنیم (موسوی لطفی، اکبری، صفوی، 1388، ص52). بهره هوشی، ضریب هوشی یا هوش تحصیلی، قابلیت و توانایی فرد در یادگیری و آموختن است. به عنوان مثال در بهره هوشی هر فرد – در هر سنی که باشد- تغییری صورت نمی‌گیرد و این در حالی است که هوش هیجانی مهارتی انعطاف‌پذیر و قابل تغییر است که هم می‌توان آن را آموزش داد و هم می‌توان آموخت (مرادی، 1389). یکی از امتیازهای هوش هیجانی نسبت به بهره هوشی، اکتسابی بودن آن است که به راحتی قابل یادگیری، تکامل، بهبود و اصلاح است (باب‌الحوائجی، آقاکیشی‌زاده، 1389؛ لباف، انصاری، مسعودی، 1390). می‌توان گفت بین هوش هیجانی و بهره هوشی رابطه وجود دارد؛ این رابطه را می‌توان بدین صورت مطرح کرد که دست‌یابی به هوش هیجانی بالا، ناگزیر به سطح متوسطی از هوش نیاز دارد اما عکس این مسأله صادق نیست. بدین ترتیب افراد با بهره هوشی بالا لزوما سطح هوش هیجانی بالایی ندارند و ممکن است این سطح پایین باشد (لباف و دیگران، 1390). بهره هوشی و هوش هیجانی قابلیت‌های متضادی نیستند بلکه بیشتر می‌توان چنین گفت که متمایزند. همه ما از ترکیبی از هوش و هیجان‌ها (عواطف) برخورداریم. میان بهره هوشی و برخی جوانب هوش هیجانی همبستگی مختصری وجود دارد، هر چند این ارتباط آن قدر هست که روشن کند این دو قلمرو اساسا مستقل‌‌اند (سپهریان، 1386، ص110-111).
1-7-5. تاریخچه شکل‌گیری هوش هیجانی
قدیمی‌ترین ریشه‌های هوش هیجانی را می‌توان در کار داروین24 مشاهده کرد. داروین موضوع هوش هیجانی را برای نخستین بار در سال 1837 مطرح نمود و نخستین اثر خود را در این زمینه در سال 1872 منتشر ساخت (لباف و دیگران، 1390). والن25 (2010) ریشه پژوهش‌های صورت گرفته در زمینه هوش هیجانی را در اوایل قرن بیستم می‌داند. وی با اشاره به پژوهش ثورندایک26، چنین نتیجه می‌گیرد که هوش از طریق آزمون استاندارد هوش اندازه‌گیری نمی‌شود. او در پژوهش خود به سه نوع هوش اشاره کرد و چشم‌انداز وسیع‌تری از هوش را مورد توجه قرار داد. این سه نوع هوش عبارتند از: هوش اجتماعی، هوش مکانیکی27 و هوش انتزاعی28.
* هوش اجتماعی: به توانایی‌های فرد که ایجاد روابط اجتماعی مناسب را میسر می‌سازد اطلاق می‌شود.
* هوش مکانیکی: به ویژگی‌هایی ارتباط دارد که به بهره‌گیری مؤثر از ابزارها و انجام کارها و فعالیت‌ها مربوط می‌شود. افرادی که از نظر انجام فعالیت‌ها و مهارت‌های عملی بازده خوبی دارند، از هوش مکانیکی بالایی برخوردارند.
* هوش انتزاعی: این نوع از هوش با اندیشه سروکار دارد. درک روابط اجزا و پدیده‌ها با این نوع از هوش ارتباط دارد. توان درک نظریه‌ها ، ریاضیات و … به این نوع هوش مرتبط است (Whalen, 2010).
در سال‌های 1970 تا 1989 پیشرفت‌های زیادی در زمینه هوش هیجانی انجام شد. هوش و هیجان که پیش‌تر به صورت جداگانه‌ بررسی می‌شدند، در این دوره با هم در حوزه‌ای مشترک با عنوان شناخت و احساس (تفکر و عاطفه) مورد مطالعه قرار می‌گرفتند (نوری امام‌زاده‌ای، 1388ص12). در سال 1980 بررسی هوش هیجانی به طور جدی با پژوهش علمی بار-آن شروع شد. او برای اولین بار در این سال نخستین آزمون را برای اندازه‌گیری هوش هیجانی ارائه داد (لباف و دیگران، 1390). در سال 1983 گاردنر29 مقاله‌ای درمورد هوشمندی چندگانه30 نوشت. او معتقد بود که هوش میان‌ فردی (توانایی درک نیّت، انگیزه و خواسته‌های افراد دیگر) و هوش درون فردی (توانایی درک احساسات و انگیزه‌های خود) به اندازه نوع هوشی که به وسیله آزمون‌های هوش اندازه‌گیری می‌شود مهم می‌باشد (Gardner, 2003; Wong, 2002). در سال 1985 نیز نخستین استفاده تحصیلی از هوش در پایان‌نامه یکی از دانشجویان دانشکده علوم انسانی در آمریکا به نام واین پاین31 انجام گرفت (شعبانی، 1387).
در سال 1990 روان‌شناسان پیشگام در حوزه هوش هیجانی مثل سالووی و مایر با هم پژوهش‌های زیادی را در این زمینه انجام دادند و طی این پژوهش‌ها، نظریه هوش هیجانی را به طور رسمی اعلام کردند. از این زمان به بعد این اصطلاح برای توصیف ظرفیت و استعداد انسان مورد استفاده قرار گرفت (نوری امام‌زاده‌ای، 1388، ص12). مقارن با عمومیت‌یافتن مبحث هوش هیجانی، هرنستین و مورای32 (1994) منحنی بِل را ارائه دادند که در آن بر اهمیت بهره هوشی برای فهم طبقه اجتماعی در جوامع آمریکایی بحث می‌کردند (شعبانی، 1387).
در سال‌های 1994 تا 1997 طی رویدادهایی، حوزه هوش هیجانی رواج زیادی یافت. در این دوره با انتشار کتاب پرفروش”هوش هیجانی33″ از گلمن34، این اصطلاح به همگان معرفی شد و سایرین نیز در این باره دست به مطالعه‌های زیادی زدند (نوری امام‌زاده‌ای، 1388، ص12). وقتی که کتاب هوش هیجانی انتشار یافت گلمن آن را به عنوان استدلالی علیه ادعای هرنستین و مورای که نخبه گرا بودند به کار برد (همان، 1387).
از سال 1998 تا به امروز نیز اصلاحات بسیاری در ابعاد نظری و پژوهشی حوزه هوش هیجانی انجام شده است. در این دوره مقیاس‌های جدیدی برای اندازه‌گیری هوش هیجانی تهیه شده و پژوهش‌های بنیادی‌تری در این زمینه انجام شده است (نوری امام‌زاده‌ای، 1388، ص13). در جدول 1-1 سیر تحول مفهوم هوش هیجانی تصویر شده است.
قبل از 1900* داروین اثبات کرد ابراز عواطف در رفتار سازگارانه افراد، نقشی اساسی دارد.1900 تا 1969* اولین آزمون‌ها در حوزه هوش انجام شد.
* اساس زیست شناسی هوش مورد مطالعه قرار گرفت.1970 تا 1989* هوش و هیجان با هم در حوزه‌ای با عنوان شناخت و احساس (تفکر و عاطفه) مورد مطالعه قرار ‌گرفتند.
* بررسی هوش هیجانی به طور جدی با پژوهش علمی بار-آن شروع شد.
* برای اولین بار نخستین آزمون برای اندازه‌گیری هوش هیجانی ارائه شد.
* اولین استفاده تحصیلی از هوش در پایان‌نامه یکی از دانشجویان دانشکده علوم انسانی در آمریکا به نام واین پاین انجام گرفت.1990 تا 1994* نظریه هوش هیجانی به طور رسمی اعلام شد.
* از این زمان به بعد این اصطلاح برای توصیف ظرفیت و استعداد انسان مورد استفاده قرار گرفت.1994 تا 1997* طی رویدادهایی، حوزه هوش هیجانی رواج زیادی یافت.
* در این دوره با انتشار پرفروش کتاب “هوش هیجانی” از گلمن، این اصطلاح به همگان معرفی شد.از سال 1998 تا به امروز* اصلاحات بسیاری در ابعاد نظری و پژوهشی حوزه هوش هیجانی انجام شده است.
* مقیاس‌های جدیدی برای اندازه‌گیری هوش هیجانی تهیه شده و پژوهش‌های بنیادی‌تری در این زمینه انجام شده استجدول1-1. سیر تحول مفهوم هوش هیجانی، برگرفته از مبانی نظری پژوهش
1-7-6. آموزش جهت ارتقاء مهارت‌های هوش هیجانی
صاحب‌نظران حوزه‌ هوش هیجانی در مطالعات خود بحث‌های گسترده و منسجمی را در مورد امکان بهبود و ارتقاء مهارت‌های هوش هیجانی مطرح کرده‌اند. از دیدگاه این صاحب‌نظران، افراد قادرند در تمامی مراحل زندگی خویش – و در هر مقطع سنی- از آموزش‌های لازم جهت ارتقاء و تقویت هوش هیجانی خود بهره‌مند شوند. بعضی صاحب‌نظران در این رابطه دیدگاه‌‌هایی را مطرح ساخته‌اند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود:
* گلمن بر این عقیده است که زیربنای اصلی توانایی افراد، نظام عصبی آنها است. او بیان می‌کند مدار مغزی افراد همواره در حال تغییر می‌باشد. او این تغییر را ناشی از مجموعه عادت‌ها و واکنش‌های افراد می‌داند و معتقد است که نقص در این امر با آموزش و تلاش قابل جبران است و افراد از این طریق می‌توانند در طول زمان بر توانایی‌های خود بیفزایند. این توانایی‌ها از طریق هماهنگ ساختن اطلاعات و بینش‌های جدید با پیش‌داشته‌های ذهنی آموخته می‌شوند و شیوه یادگیـــری آنها از طریق الگــوگـیری، تمــرین و تکـرار و باز خورد امکان‌پذیر می‌باشد. به این خاطر است که راهبردهایی که برای یادگیری مــهارت‌های فنی و تحـلیـلی به کار گرفته می‌شوند، نمی‌توان برای یادگـیری مـهارت‌های هـوش هیجانی بکار گرفت (شعبانی، 1387).
* به عقیده مایر، هوش هیجانی نوعی ظرفیت روانی برای معنا بخشیدن و کاربرد اطلاعات هیجانی می‌باشد. مایر بخشی از ظرفیت هوش هیجانی را غریزی می‌داند و در عین حال معتقد است که بخش دیگر آن از طریق تجربه‌هایی که در طول زندگی داریم، به دست می‌آید که این بخش از طریق کوشش، تمرین و تجربه قابلیت پیشرفت دارد. او بیان می‌کند که این آموزش از اولین لحظه‌های زندگی شروع می‌شود و در تمام مراحل زندگی قابل دستیابی است (موسوی لطفی و دیگران، 1388، ص69).
* هینس35 (2001) نیز معتقد است هر کودکی که به دنیا می‌آید، دارای استعدادهای خاصی برای حساسیت هیجانی، حافظه هیجانی، پردازش اطلاعات هیجانی و توانایی یادگیری هیجانی است. این استعداد ذاتی به وسیله تجربه‌هایی که در طول زندگی به دست می‌آید، به خصوص از طریق مبادلاتی که حاوی پیام‌های هیجانی می‌باشند توسعه یافته و یا آسیب می‌بیند. این پیامدهای عاطفی که کودک از والدین، معلمان و همسالان خود به مرور دریافت می‌کند، ظرفیت‌های عاطفی او را شکل می‌دهند. از این رو روان‌شناسان معتقدند که بهره هوشی، ثابت و ایستا است در حالی که هوش هیجانی را در طول زندگی می‌توان رشد و بهبود بخشید (شعبانی، 1387).
به طور کلی از این گفته‌ها می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که هوش هیجانی به طور ژنتیکی قابلیت اکتساب دارد و قابل اصلاح و بهبود است و در طول زندگی فرد همراه با آموزش ارتقاء می‌یابد. همچنین بسیاری از متخصصان عصب شناسی بر این عقیده هستند که 50 درصد هوش هیجانی افراد به هنگام تولد شکل می‌گیرد و بدون تغییر می‌باشد. از سوی دیگر، برخی بر این باورند که تلاش‌های فراوانی را می‌توان روی 50 درصد دیگر انجام داد (همان، 1387).
برای کنترل هیجانات نیازمند شناختن مهارت‌های هوش هیجانی هستیم که قدم اول در مدیریت هیجان‌ها شناخت دقیق و ظریف انواع هیجان‌هاست (گلمن، 1379). برای این کار، قبل از هر چیز باید درباره احساسات و هیجانات اطلاعات بیشتری پیدا کرد. همچنین آموزش‌ مهارت‌های اجتماعی از راه‌های افزایش هوش هیجانی است (امرایی، 1390). آقایار (1388) معتقد است که قرار گرفتن در محیط‌های هیجانی و واکنش مناسب به آن محیط‌ها، زمینه را برای ارتقای سطح هوش هیجانی در افراد فراهم می‌کند. همچنین، او برنقش مؤثر آموزش، مربیگری و تمرین در ارتقاء و بهبود هوش هیجانی، اذعان دارد (آقایار، 1388).
هوش هیجانی به وسیله رشد مهارت‌های هیجانی خاص افزایش می‌یابد. در این زمینه الگوها و مدل‌های بسیاری ارائه شده است (امرایی، 1390) که از بین این الگوها، دو الگوی زیر که کلی‌تر از بقیه هستند را معرفی کرده‌ایم.
شخصی به نام شرایور36 راه‌حل‌هایی برای تقویت هوش هیجانی ارائه داد و در این راستا الگویی چهار مرحله‌ای طراحی کرد (تصویر 1-1).
تصویر 1-1. الگوی چهار مرحله‌ای تقویت سواد هیجانی شرایور (امرایی، 1390)
در واقع این الگو برای تقویت سواد هیجانی در رویارویی با مسائل و حل آنهاست که مراحل زیر را شامل می‌شود:
1- موقعیت: در این مرحله شرایط و احساساتی که شخص در آن شرایط با آنها روبرو می شود در نظر گرفته می‌شود؛
2- انتخاب: در انتخاب و گزینش راه‌حل‌هایی که برای رهایی از مشکل وجود دارد بررسی می‌شود؛
3- نتیجه: ارزیابی خواهد شد که در صورت انتخاب هریک از راه‌حل‌ها چه نتایجی برای فرد حاصل می‌شود؛
4- راه‌حل: راه‌حل بهتر انتخاب و نحوه اجرای آن مشخص می‌شود.
این الگو، در واقع دستورالعملی برای کنترل احساسات و هیجانات است که از طریق آن می‌توان در صورت مواجه شدن با مشکلات، راه حل مؤثرتری انتخاب کرد (امرایی، 1390).
ریچارد بویاتزیس37 و همکارانش فرایندی پنج مرحله‌ای به شرح زیر برای آموزش و تقویت هوش هیجانی ارائه دادند:
1. افراد باید بدانند که “می‌خواهند چه کسی باشند”؛ در این مرحله، باید بهترین ارزش‌ها و بزرگترین آرزو‌های خود را در نظر گرفت و چگونگی رسیدن به این آرزوها را تشریح کرد.
2. سوال دومی که باید پاسخ آن را دانست این است که “اکنون چه کسی هستم”: اینجا است که افراد باید شیوه رهبری خود را تحلیل کرده و نسبت به انتقادات، نگرش صحیح و آشکار داشته باشند. نکته مهم در این مرحله، دادن اهمیت برابر به نقاط قوت و ضعف است.
3. هر فرد همچنین باید بداند “چگونه می‌تواند به سوی وضعیت مطلوب پیشرفت کند”: به محض اینکه دانستید می‌خواهید چه کسی باشید و آن را با برداشت دیگران از خود مقایسه کردید، باید یک طرح عملیاتی تهیه کنید. برای ارائه این طرح راه‌کارهایی ارائه شده است: به عنوان مثال بازخورد هفتگی از زیردستان در مورد نحوه عملکرد خود بخواهید و حداقل یک ساعت از فعالیت‌های روزانه خود را به ثبت رفتار خود در یک دفتر وقایع روزانه اختصاص دهید.


پاسخ دهید