تأسیس انجمن مخفی اول: 70
انجمن مخفی: 70
انجمن مخفی و اتحاد سیدین: 70
نقش طباطبایی در انجمن مخفی: 75
پی گیری مطالبات توسط طباطبایی: 76
فصل سوم: مهاجرت صغری
مهاجرت صغری و نقش طباطبایی81
واقعه مسجد شاه “چهارشنبه 15شوال 1323” 83
گران شدن قند و چوب خوردن تجار: 85
ملاقات طباطبایی با عین الدوله: 86
نشست باغشاه: 87
نامه سید محمد طباطبایی به عین الدوله: 88
برپایی مراسم روضه خوانی توسط عین الدوله90
آشوب در فارس و مشهد: 90
نامه سیدمحمدطباطبایی به مظفرالدین شاه: 92
موعظه‌ی طباطبایی در چهارم جمادی الاول 1324 هجری قمری95
نامه ناصر الملک به طباطبایی: 97
تحصن در مسجد جامع: 100
فصل چهارم: مهاجرت کبری
فرمان مشروطه: 112
طباطبایی و انجمن مخفی دوم: 114
انجمن ملی: 116
فصل پنجم: طباطبایی و مجلس اول شورای ملی:
اعتقاد و اخلاص طباطبایی نسبت به حکومت ملی121
ترکیب نمایندگان مجلس اول : 122
تدوین متمم قانون اساسی : 128
طباطبایی تا به توپ بستن مجلس132
مرگ مظفرالدین شاه و تاج گذاری محمد علی شاه: 133
شخصیت محمد علی شاه از دیدگاه نویسندگان: 135
طباطبایی در مذاکرات مجلس شورای ملی140
مخالفت طباطبایی با واگذاری شیلات شمال به لیانازوف 142
پیشنهاد طباطبایی جهت تشکیل انجمن بلدیه و عدلیه143
اعتراض طباطبایی به مجلس145
به توپ بستن مجلس : 148
دستگیری وتبعید : 150
بازگشت سید محمد طباطبایی از مشهد به تهران: 152
طباطبایی و مجلس دوم: 154
دولت موقت و مهاجرت طباطبایی به استانبول 155
فصل ششم: رابطه یا عضو یت سید محمد طباطبایی در سازمان فراماسونری
منشا پیدایش فراماسونری159
عضویت طباطبایی در جامع آدمیت: 160
طباطبایی و فراماسونری162
نتیجه گیری: 166
کتابنامه: 169
تصاویر: 174
پیوست:179
بخش مقدماتی
مقدمه:
تاریخ کشورمان به بلندای نام ایران مهد بزرگانی بوده است که همواره نامشان بر تارک اعصار می درخشد بزرگانی که بررسی زندگی و اندیشه آنان جذاب و قابل تامل است. سیدمحمد طباطبایی یکی از روحانیون و چهره های سیاسی دوره قاجار است که سهم بسزائی در انقلاب مشروطه دارد و در کنار سیدعبدالله بهبهانی به سیدین سندین شهرت یافتند.
اتحاد این دو به روایت تمام مورخین معاصر باعث پیشرفت کار مشروطه خواهان تا صدور دستخط مشروطیت توسط مظفرالدین شاه شد.
سیدمحمد طباطبایی بدلیل مسافرتهای مختلف ‌به‌کشورهای همسایه وارتباط با شخصیت‌هایی چون سیدجمال الدین اسد آبادی و مطالعه روزنامه ها و مجلات آن کشورها به اوضاع آن روزگار کاملا آگاه بود البته شاگردی شیخ هادی نجم آبادی هم از قبل وی را متاثر ساخته بود.
تلاش طباطبایی در طول تحصن در عبدالعظیم و مهاجرت به قم تا صدور دستخط مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه همگی گواه این مسئله است که طباطبایی صادقانه، و آگاهانه در پی دستیابی به مشروطه بود مظفرالدین شاه به هنگام نطق در اولین مجلس شورای ملی از طباطبایی قدردانی کرد شاه با همه سادگی که داشت حوادث زمان خود را سنجیده بود و متوجه شخصیت صادق و بی غرض سیدمحمد شده بود.
طباطبایی پس از پیروزی انقلاب مشروطه به دلیل جایگاه قابل اعتمادی که داشت همراه با بهبهانی همواره در مجلس حضور داشتند و ناظر بر کار مجلس و وکلا بودند و تا زمان به توپ بستن مجلس و تبعید به خراسان از تلاش باز نایستاد.
پس از بازگشت از خراسان بدلیل شهادت شیخ فضل الله و سپس ترور سیدعبدالله و نیز نتیجه انقلاب مشروطه و حال بیمار و زار خود مایوس و ناامید از زحماتی که کشیدند همواره می گفت: ” سرکه ریختیم شراب شد.”
پایان نامه حاضر شامل دو بخش اصلی است:
بخش اول که شامل زندگی نامه طباطبایی است دو فصل دارد
فصل اول شامل خاستگاه خانوادگی، تولد، کودکی و تحصیلات طباطبایی و واکنش ناصرالدین شاه به هنگام ورود طباطبایی به تهران، دوران میانسالی، دارائی و املاک وی، فرزندان و تا زمان مرگ طباطبایی را مورد بررسی قرار داده است.
فصل دوم:
شامل ریشه های فکری سیدمحمد طباطبایی است.
که شامل بررسی اندیشه های طباطبایی در مورد عدالت، مساوات، آزادی و بررسی نظریات وی در خصوص نظام حکومتی را در بردارد.
بخش دوم پایان نامه که در واقع بخش مهم و اصلی به حساب می آید شامل شش فصل است
فصل اول ابتدا فعالیتهای سیاسی، فرهنگی سیدمحمد، ورود طباطبایی به ایران بررسی شده

فصل دوم: در مورد طباطبایی و مشروطیت است.
در این فصل تاسیس انجمن مخفی- ماجرای مسیونوز بلژیکی بررسی شده- طباطبایی در فرایند انقلاب و پیگیری مطالبات توسط طباطبایی را در بر دارد.
در فصل سوم مهاجرت صغری و نقش طباطبایی بررسی شده است. شامل موعظه طباطبایی و نامه های طباطبایی به مظفرالدین و عین الدوله می باشد.
فصل چهارم: مهاجرت کبری تا صدور فرمان مشروطه بررسی شده و جایگاه طباطبایی در انجمن مخفی دوم و رابطه‌اش با انجمن ملی سخن به میان آمده است.
فصل پنجم: طباطبایی و مجلس شورای ملی اول تا طباطبایی و استبداد صغیر و نهایتا به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه و تبعید طباطبایی به مشهد و بازگشتش به تهران بررسی شده است.
فصل ششم: با نگاهی به فراموشخانه و جایگاه طباطبایی در لژ بیداری و جامع آدمیت بحث را خاتمه داده است.
در پایان نتیجه گیری از پژوهش و تحقیق بعمل آمده است.
نقد و بررسی منابع:
خوشبختانه در زمینه انقلاب مشروطیت منابع زیادی موجود است و با توجه به شخصیت معنوی و جایگاه سیاسی و اجتماعی سیدمحمد طباطبایی در اکثر آنها از ایشان یاد شده است بنابراین دسته بندی آنها به ترتیب زیر می باشد.
اسناد
به عنوان معتبرترین منبع و مأخذ برای گردآوری اطلاعات تاریخی برای کار پژوهشی لازم است و گوشه های مبهم وتاریک از زندگی شخصیت را روشن می نماید در این کار از تاریخ مشروطیت به روایت اسناد کتابخانه مجلس جلد “1” به نام- روحانیت و مجلس جلد “1” تدوین عبدالحسین حائری استفاده شده است.
در حال حاضر مراکز تاریخی متعددی از جمله سازمان اسناد ملی ایران، مجلس شورای اسلامی موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، وزارت خارجه، و اسناد ریاست جمهوری و مراکز دیگری فعالیت دارند که هر یک بخش مهمی از اسناد را در اختیار دارند.
یکی دیگر از منابع مهم برای پژوهشهای تاریخی روزنامه و مجلات هستند مطبوعات قبل از انقلاب مشروطه نقش زیادی در بیدار کردن مردم از خودشان نشان دادند و گام بلندی در انقلاب برداشتند که پس از صدور فرمان مشروطیت بر تعداد روزنامه افزوده شد.
وضعیت روزنامه ها هم همیشه تابع اوضاع سیاسی است دوران خفقان بر آن سخت می‌گرفتند پس از مشروطه آمارشان بیشتر است پس از به توپ بستن مجلس و استبداد صغیر توقیف و تعطیلی بسیاری از روزنامه ها ر ا به دنبال داشت.
1- روزنامه مجلس شماره 1-222 تهران انتشارات کتاب خانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شواری اسلامی و مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها 1375
2- روزنامه صور اسرافیل- میرزا علی اکبر خان دهخدا و میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل گردانندگان این روزنامه اند اهمیت روزنامه صور اسرافیل را آگاهی سیاسی، قلم و افکار این دو به حدی رساند که تیراژ این روزنامه به 24 هزار شماره می رسید و در هفته چون بیرقی در قلب مردم ستمدیده به اهتزار درآمده است. عضویت دهخدا و میرزا جهانگیرخان در کمیته انقلاب ملی که وابسته به حزب مترقی اجتماعیون به رهبری حیدرخان عمواغلی بود راستای اهداف این دو تن و سمت و سوی اندیشه آنها را نشان می دهد.
3- روزنامه شرف و شرافت هم استفاده شده است.
متون تاریخی
1- یادداشتهای سیدمحمد طباطبایی
اولین منبعی است که توسط حسن طباطبایی دست نوشته‌های طباطبایی گردآوری شده و بصورت کتابی در دسترس پژوهشگران قرار دارد این کتاب از مهمترین منابع و شاید بهترین منبع در مورد زندگی طباطبایی است که در این تحقیق از آن استفاده شده است.
2- تاریخ بیداری ایرانیان تالیف ناظم الاسلام کرمانی
این کتاب به دلیل اینکه نویسنده اش از یاران و نزدیکان طباطبایی است و ناظم مدرسه اسلام از سوی طباطبایی انتخاب شده است و همواره در کنار وی بوده از اهمیت بالایی برخوردار است بخصوص که جریان ا نقلاب را مرحله به مرحله آورده است .
3- حیات یحیی اثر یحیی دولت آبادی
از منابع مهم ، تاریخ معاصرایران است چون شخصیتی فرهنگی بوده و اهل قلم بوده
هر چند نقش خود را برجسته تر از واقعیت نشان داده و از مخالفین شیخ فضل الله نوری است چون در جریان انقلاب قرار دارد از منابع مهم دوره مشروطیت است.
4- انقلاب مشروطیت، نوشته مهدی ملک زاده
این کتاب در هفت جلد به دلیل آنکه نویسنده فرزند یکی از خطبای انقلاب مشروطه است و از انقلاب کاملا اطلاع داشته از اهمیت بالایی برخوردار است و جایگاه طباطبایی را ستوده است.
5- ا نقلاب مشروطیت ایران، محمدعلی تهرانی ( کاتوزیان)
از منابع بسیار با اهمیت تاریخ مشروطیت است چون بنا را بر نوشتن بصورت مشاهدات وی تجزیه و تحلیل از دیده های خود در طول مشروطیت گذاشته است.
6- سفرنامه گوهر مقصود، خاطرات سیاسی و اجتماعی دوره استبداد، تالیف آقا سیدمحمد مصطفی تهرانی ( میرخانی) و به دلیل اینکه مولف از نزدیک طباطبایی را در دوران تبعید ملاقات نموده و از احوال وی مطلع است منبع مهمی محسوب می شود.
7- خاطرات و خطرات
نوشته مهدیقلی خان هدایت که از رجال دوران قاجار از مهمترین منابع دوره قاجار و مشروطه به حساب می اید چرا که خود از مردان سیاسی ایران بوده است.
8- فراماسونری در ایران- از آغاز تالژ بیداری، محمود کتیرایی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بهترین منبع در مورد لژ بیداری به حساب می آید.
9- خاطرات سیدعلی محمد دولت آبادی
به مجلس دوم پرداخته چون نویسنده از رهبران اعتدالیون است و جریان مهاجرت طباطبایی به کرمانشاه و از انجا به استانبول و گرفتاری سیدمحمد و بقیه مهاجران پرداخته است.
10- بمباران مجلس شورای ملی خاطرات ن پ مامونتف هر چند نویسنده مغرض و ضد ایران است ولی در طول بمباران مجلس حضور داشته و به نوعی از منابع مفید آن دوره می تواند باشد
11- مشروطیت ایران، محمود ستایش- چون شامل خاطرات تقس زاده و محمد صادق طباطبایی فرزند سیدمحمد طباطبایی است برای این پژوهش منبع خوبی محسوب می شود.
12- انقلاب مشروطیت ایران، سیدحسن تقی زاده به کوشش عزیز الله علیزاده: بدلیل حضور فعال
تقی زاده در انقلاب مشروطه حاوی اطلاعات مفیدی است.
13- تاریخ انحطاط مجلس، مجدالاسلام کرمانی از افراد مهم دوران قاجار و انقلاب مشروطیت است. بنابراین این کتاب از منابع بسیار مهم در رابطه با انحطاط مجلس است
مطالعات و تحقیقات جدید
1- انقلاب مشروطیت نوشته ژانت آفاری یکی از منابع جدید است که به خوبی انقلاب مشروطه را مورد تجزیه وتحلیل قرار داده است.
2- نقش علما در انجمن ها و احزاب دوران مشروطیت، نوشته مریم جواهری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی از تحقیقات جدید است که جایگاه علما را به خوبی بررسی کرده است.
3- تاریخ ایران عصرقاجار- علی اصغر شمیم یکی از منابع در مورد تاریخ قاجار است. که در این پژوهش از آن استفاده شده است ساده نویس و علمی بودن کتاب از اهمیت این منبع است.
4- تاریخ مشروطه ایران و احمد کسروی
یکی از منابع مهم تاریخ مشروطه محسوب می شود شاید در ذکر روز و ماه ایرادهایی داشته باشد. اما زحمت علما را در طول انقلاب ستوده و از آنان به نیکی یاد نموده است.
کلیات تحقیق:
1- اهداف تحقیق
سیدمحمد طباطبایی از روحانیون متنفذ و آگاهی است که در دوره قاجار و انقلاب مشروطه منشاء خدمات ارزنده ای جهت بیداری بود. ارتباط با شخصیتهای سیاسی و مسافرت با کشورهای همجو ار سبب شد تا طباطبایی به اوضاع آن زمان در ایران آگاه تر از دیگران باشد.
با عضویت طباطبایی در فراموشخانه و لژ بیداری و حضور مرتب وی و سید عبدالله در مجلس و بررسی بیشتری در رابطه با زندگی سیاسی این روحانی بعنوان یکی از پرچم داران انقلاب مشروطه می طلبد تا بتوان از کم و کیف نقش وی و زوایای پیدا و پنهان زندگی این فرد در طول مشروطت آگاه شد. بنابراین هدف از انجام این تحقیق بررسی فعالیتهای سیاسی طباطبایی تا پایان حیات و بالاخص در طول انقلاب مشروطه می باشد امیدوارم مفید واقع گرد.
2- سوالات تحقیق:
1- آیا سه قشر مشروطه خواهان متشکل از روحانیت، بازرگانان و روشنفکران بودند و پرچم دار این انقلاب روحانیت بودند که سیدمحمد طباطبایی نقش ویژه در این انقلاب داشت.؟
2- آیا سیدمحمد طباطبایی از شخصیت شیخ هادی نجم آبادی و اندیشه های سیدجمال اسدآبادی و مسافرتهایش به کشورهای دیگر متاثر بوده و نیز هماهنگ علمای نجف بوده و از حمایت آنان برخوردار بوده است؟
3- آیا طباطبایی آگاهانه در پی دستیابی به نظام مشروطه بوده است به خصوص در نامه ای که به عین الدوله نوشته است می توان این موضوع را درک کرد؟
فرضیات
1- مشروطه خواهان متشکل از سه قشر روحانیون، بازرگانان و روشنفکران بودند که به رهبری روحانیون جریان انقلاب به پیش می رفت و طباطبایی نقش ویژه در این انقلاب دارد.
2- شخصیت طباطبایی متاثر از اندیشه های شیخ هادی نجم آبادی و سیدجمال الدین اسدآبادی بوده و بدلیل مسافرتهایش به کشورهای همجوار بر اوضاع آگاهی داشته با علمای نجف هماهنگ بوده و از ایشان حمایت می کردند.
3- با نگاه به نامه طباطبایی به عین الدوله می توان فهمید که طباطبایی اگاهانه در پی دستیابی به نظام مشروطه و اجرای قانون و عدالت است.
پیشینه تحقیق:
در مورد پژوهش حاضر کتابها و مقالات متعددی در خصوص نقش رو حانیون در انقلاب مشروطه به نگارش درآمده است اما به جز یادداشتهای سیدمحمد طباطبایی واگر هم پایان نامه‌های دانشگاهی که بطور اختصاصی به نقش طباطبایی در انقلاب مشروطه پرداخته اند آن هم در دسترس همگان نیست از این رو این پژوهش می تواند گوشه های از زندگی سیاسی و تلاش فرهنگی و اجتماعی ایشان را مشخص نماید.
روش کار تحقیق:
پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کتابخانه‌ای محسوب می‌شود که از میان پژوهش در گروه تحقیقات توصیفی- تحلیلی به حساب می‌آید گردآوری به صورت فیش برداری – کتابخانه‌ای با نقد و بررسی آنها ارزیابی می‌شود.
موانع و کاستی های تحقیق:
زمان- یکی از عواملی است که همیشه کار تحقیقی را تحت شعاع قرار می دهد که متاسفانه نداشتن وقت کافی و مشکلات دیگر باعث شد که این پژوهش آنطور که باید انجام نپذیرد. و دیگر عدم دسترسی به منابع مشکل مهمی است که همواره از آن رنج می بردم گذشته از این ها کمی توان علمی که ایراد اصلی کار محسوب می شود.اینها عواملی است که دست به دست هم داده و پژوهش را تحت تاثیر قرار داد با این تفاسیر مسئولیت آنها بعهده نویسنده این پژوهش است وصادقانه آن را پذیرا می باشم.
بخش اول:
زندگی نامه سید محمد طباطبایی
فصل اول: خاستگاه خانوادگی، تولد، کودکی، تحصیلات
سید محمد طباطبایی فرزند سید صادق تهرانی از رهبران اصلی و پیشا هنگان و حرکت آفرینان مشروطه بود که پس از وفات مرحوم سید صادق، آقا سید محمد رضای طباطبایی جای پدر را گرفت ( سید صادق طباطبایی مدت شصت سال را در دارالخلافه تهران بلکه تمام محروسه ایران رئیس بزرگ وقت بود پسر مرحوم آقا سید مهدی است که آن سید جلیل در شهر همدان رئیس شریعت بوداو پسر مرحوم آقا میرزا سید علی کبیر است که معروف آفاق بود والده آقا میرزا سید علی خواهر آقا محمد باقر بهبهانی علی استعامه است که در حوزه اسلام منزلت و مقامش مستغنی از بیان است. والده ماجده مرحوم سیدصادق دختر مرحوم آقا سید محمد مجاهد است که ان عالم اجل و سید دین پرور غیور در عهد فتحعلی شاه پیشرو عسگر ایران در جنگ با روس بوده مولفاتش در فقه و اصول متداول بود و آقا سید محمد مجاهد پسر مرحوم آقا سید علی صغیر صاحب ریاض معروف بشرح کبیر است که خواهر زاده آقا سید مهدی بحرالعلوم است والده آقا سید محمد مجاهد دختر آقای بهبهانی است و والد ایشان ملامحمد اکمل داماد مرحوم مجلسی اعلی الله مقامه است پس صاحب چنین نسبت جلیل و اصل اصیل که موسس مشروطیت ایران شود و علم عدالت بدست گیرد.1
سید محمد طباطبایی فقه و اصول را نزد پدرش سید صادق آموخت از بزرگان و مجتهدان نامورعصر ناصری و حکمت را نزد میرزا ابوالحسن جلوه فیلسوف بزرگ آن عصر فرا گرفت و به توصیه پدر، چندی هم در محضر شیخ هادی نجم آبادی به فراگیری آزادگی و حریت و کسب تعالیم اخلاقی پرداخت و دوازده سال را نیز در خدمت میرزای شیرازی مرجع عالیقدر شیعیان در عتبات گذراند جزء یاران و مشاوران صدیق و مورد علاقه او قرارگرفت2 ناصرالدین شاه از نفوذ فوق العاده میرزای آشتیانی به وحشت افتاده بود خواست برای تضعیف او روحانی دیگری رادر مقابلش علم کند بدین سبب از میرزای شیرازی می خواهد یکی از روحانیون مورد علاقه اش را به تهران بفرستد او نیز محمد طباطبایی را انتخاب می کند. طباطبایی در جمادی الاولی 1311 ه .ق وارد طهران شد و مورد استقبال مردم قرارگرفت ولی ناصرالدین شاه با این حرکت و عمل به نتیجه مطلوب نرسید چرا که او متوجه شد که سیدمحمد طباطبایی نه تنها با آشتیانی مخالف نبود بلکه مانعی در راه خواسته های نامشروع در باریان است طباطبایی در میان مردم به نهایت احترام زندگی کرد مردم کوچه و بازار بی اندازه به وی دلبسته بودند و دولتیان از او حساب می بردند طباطبایی با وجود نفوذ و موقعیتی که تنها در سایه صحت عمل نصیبش شده بود لحظه ای از فکر مردم و ایجاد عدالتخانه که خواست اساسی او بودخارج نشد3
ناظم الاسلام کرمانی می نویسد: “سید محمد طباطبایی در نوزدهم ماه ذی الحجه الحرام سنه 1257 هجری در کربلای معلی متولد شده ویک سال در آن شهر مقدس بوده آنگاه ایشان را به همدان آورده شش سال در حجره جد بزرگوارش آقا سید مهدی پرورش یافت از آن پس به طهران آمده و به خدمت پدرش نائل :مشرف گشته: پس از تحصیل علوم عربیه و ادبیه مشغول تحصیل علم عالیه شده معقول را خدمت آقا میرزا ابوالحسن جلوه و فقه و اصول را در خدمت والدش واساتید دیگر تحصیل نموده و از میرزا حاج شیخ هادی نجم آبادی کسب اخلاق فرموده و هموراه طالب صحبت بزرگان و جهانگردان دانا بوده و به مطالعه روزنامه جات و اطلاع بر احوال اروپاییان مایل در شوال 1299 هجری با اینکه مستطیع نبود وحج بیت الله برایشان فرض نبود به عزم سفرکعبه و زیارت مدینه مشرفه و سیاحت بلاد روسیه و آسیای صغیر و استامبول و ملاقات بارجال بزرگ ودانایان سترگ از راه دریای خزر روانه شد و به واسطه موانعی چند در موسم ، به مکه نرسید وروز بعد از اضحی وارد مکه شد وحج را بدل به عمره کرده به جهت وبا و بدی هوا و عدم استطاعت تحمل توقف تا موسم حج نکرد به عتبات عالیات سفر کرد ودر سامرا خدمت حضرت حجت الاسلام میرزای شیرازی رسیده عزم خیلش بدل به اقامت شدودر سال 1300 که خبر ارتحال والد ساجدش را شنید اهل و اولادش رااز طهران به سامرا خواست و در آنجا مشغول به تحصیل و تکمیل علوم دینیه شد ودر فضل و شفاهت و روح و تقوا به درجه اعلی رسیده و آن حضرت مدتی آیت مجاز واز جمله اصحاب ممتاز آن حوزه گشته بود. در سال 1309 واقعه رژی افتاد در سال 1311 هـ.ق وارد تهران شد4”.
و اکنش ناصرالدین شاه به هنگام ورود طباطبایی به تهران:
سید محمد طباطبایی می نویسد:
” سنه 1313 از سامرا وارد طهران شدم ناصرالدین شاه گمان کرده بود که غفران مآب میرزای شیرزای اعلی الله مقامه مرا برای بر هم زدن وضع طهران فرستاده خبر ورود من به کرمانشاه رسید ناصرالدین شاه باخبر شد، به رجال دولت گفت فلانی را هر چه ممکن است بدهید برگردد اعتنا نکرده رو به طهران کردم به حضرت عبدالعظیم که وارد شدم نایب السلطنه به شاه گفت فلان کس وارد طهران می شود تشریفاتی از جانب دولت لازم است جواب داد هیچ لازم نیست وارد طهران شدم از جانب دولت ابداً تشریفاتی نبود ولی مردم زیادی ا حترام کر دند مکرر شاه مرا خواست ممکن نشد حضور بروم این مطلب بیشتر خیال او را مشوش کرد نهایتا میرزا علی اصغر خان که آن وقت صدراعظم بود به من پیغام داد که فلان روز شاه تو را احضار کرده است. و باید بیایی دیگر عذری باقی نماند که بیاورم ناچار رفتم اول ملاقات زیاد سنگین سلوک کرد ولی پس از صحبت زیاد ملایم بلکه خوشحال شد”5.
در دوران مظفرالدین شاه طباطبایی بهتر توانست با ایجاد فضای مناسب تر سیاسی خود را نشان دهد.
طباطبایی از لحظه آمدن به تهران در کانون تلاشهای علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قرار گرفته و به تدریس فقه و اصول در مدرسه حاج رجبعلی سنگلج پرداخته است علاوه بر فقه و اصول، حکمت نیز تدریس می کرد افزون بر تدریس به کارهای بنیادی روی آورد که زمینه ساز حرکتهای بعدی می شود.
طباطبایی با مقام زهد و آزادگی خود از دولتیان دوری جسته و راه قناعت و پرهیزکاری را در پیش گرفت و افکار اصلاح طلبانه خود را بر زبان می راند و کوشش می کرد تا چشم و گوش مردم را باز کند کم کم شهرت جمهوری خواهی او در ذهن ها افتاد جمعی از صحبت او دوری کردند گروهی به کلام وی متمایل گشتند. 6
اما پرهیزکاری وی به حدی بود که مخالفان نتوانستند اتهامی بر او وارد کنند او خواستار حکومت ملی و اجرای قانون و عدالت بود و تعقیب این هدف را وظیفه شرعی و دینی خود می دانست وقتی که شهرت او بر سرزبانها افتاد و افکار اصلاحی اش بحث می شد مظفرالدین شاه به اتابک دستور داد از طباطبایی بپرسد چه می خواهد، هدف خود را بر روی کاغذ بنویسد و برای شاه بفرستد، طباطبایی کتابچه ای به نام ” قانون تنظیم مجلس مشورتی” نوشت و برای شاه فرستاد و تشکیل مجلس مشورتی را پیشنهاد نمود و از جمهوری خواهی تبری جست شاه پیشنهاد او را پسندید ولی تشکیل مجلس مشورتی را به فرصتی دیگر موکول کرد.7 او خواستار حکومت ملی و اجرای قانون و عدالت بود.8
در دوران مظفرالدین شاه در پی انتشار عکس مسیونوز بلژیکی، مدیر کل گمرکات ایران با لباس روحانی در یک بال ماسکه، کتک خوردن علما در کرمان بدست حاکم کرمان و فلک شدن چند تاجرقند به اتهام گرانفروشی توسط علاء الدوله حاکم تهران او به همراه سیدعبدالله بهبهانی واکنش سخت نشان داد. تحصن در حضرت عبدالعظیم و در خواست عزل مسیو نوز بلژیکی و علاء الدوله و تشکیل عدالتخانه حاصل این دوره از تلاش آنان بود9.
پس از مهاجرت بزرگ علما به قم و صدور دستخط مظفرالدین شاه مبنی بر پذیرش خواست متحصنین در سفارت انگلیس آنان نیز به تهران بازگشتند. 10
دوران میان سالی و حمایت وی از مدارس جدید
با توجه به دوستی و صمیمتی که از قبل بین سیدجمال الدین اسدآبادی و سیدمحمد بوده و نیز سفرهای خارجی طباطبایی و مطالعه مطبوعات وکتابها ودیدار با جهانگردان و اثر پذیری مستقیم از شیخ هادی نجم آبادی کم و بیش با دنیای جدید و وضعیت نامطلوب ایران آشنا شده بود پس از دوران مظفرالدین شاه و بازشدن فضای سیاسی کشور، مجال بیشتری برای گسترش افکار آزادی خواهانه و نوگرایانه اش پیدا کرد و از نظر اجتماعی و علمی نقش مستقیم تری بر عهده گرفت.11
به خاطر شخصیت معنوی و مذهبی و بیشتر از اینها صداقت و شخصیت نیکش در میان مردم نفوذ زیادی پیدا کرد و یکی از رهبران مشروطه شد تا حدی که عین الدوله دشمن مشروطه سعی کرد وی را با دادن رشوه از همراهی مردم بازدارد ولی ثبات قدم و صداقت آن بزرگوار چنان بود که حتی تصورکج روی بعضی دیگر از مشروطه خواهان را نیز نمی‌کرد.12
بعضاً روحانیون آن دوره دین را برای دنیا می خواستند طباطبایی به خاطر مقام علمی و معنوی که داشت آن رویه را نمی پسندید بدان دلیل به فکر ترقی فرزندان این سرزمین بود کسروی پس از شادروان شیخ هادی از روحانیون طباطبایی را از حامیان و بانیان مدرسه به سبک جدید می آورد و می نویسد:
” سیدمحمد طباطبایی خود بنیاد دبستانی به نام ” اسلام” نهاد و تا توانست از هواداری و واداشتن مردم به هواداری دبستان ها باز نایستاد.”13
با این تفاسیر می بینیم همین‌که فرهنگ نوین در ایران آغاز شد و مخالفان بر ضد آن قیام کردند مرحوم طباطبایی با رشادت بی نظیری به تامین مدرسه اسلام که یک مدرسه پسرانه بود همت گماشت و مدیریت آن با فرزندش سیدمحمد صادق بود و امر نظم مدرسه و تدریس بعضی از دروس هم به ناظم الاسلام کرمانی واگذار شد.14 بنای این مدرسه به سبک جدید یعنی سبک مدرسه رشدیه عدم تعارض آموزش جدید با دیانت را مورد تایید قرار داد و از بانیان معارف جدید عملا حمایت کرد.15
با این موارد که ذکر شد دوران میان سالی طباطبایی بهره گیری وی از سالهای تحصیل در حوزه و سیر و سیاحت در کشورهای خارجی و همسایه آگاه شدن او به مسائل منطقه و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است که بصورت چراغ راهی شده است که طباطبایی پیشرفت ایران را دنبال کند و دست از غرض شخصی و مسایل دنیوی و مادی بکشد و همواره منافع مردم را سرلوحه زندگی قرار داده است.
عبدالهادی حائری می نویسد: طباطبایی گفت: ” چرا نباید حتی یک تن از علما یک زبان بیگانه نداند”16
طباطبایی اعتماد داشته که دانشجویان به آموختن حقوق بین الملل و ریاضیات و زبانهای خارجی بپردازند و می دانستند مدرسه و علم منافاتی با دین ندارد و به ترویج مذهب اسلام و اجرای قوانین اسلامی با علم و آگاهانه تلاش بسیاری نمودند.17
فرزندان سید محمد طباطبایی:
طباطبایی 14 رمضان سال 1329 نوشته است: من سه دختر دارم.یکی درمشهداست یکی درکربلا ویکی درطهران.چهارپسردارم میرزاابوالقاسم بزرگترازهمه است تادرشهربودم روزی یکبارسری به من می زد،میرزامحمدصادق مبتلا به مجلس است کم ملاقاتش می کردم – عبدالمهدی وعبدالهادی تا در تهران آنها هم مبتلا به اولاد خواهند شد و حال مرا خواهند فهمید.انشاء الله بودند روزی یکی دو باراحوالی از من می پرسیدند عبدالهادی بنا بود به ونک بیاید تاکنون نیامده است آقای مجتبی نوه من ،پسرمیرزا ابوالقاسم نزد من است.18
دکترمحمد ستایش می نویسد:((فرزندان سید محمدطباطبایی به ترتیب سیدابوالقاسم، سیدمحمدصادق،
سیدعبدالمهدی وسیدعبدالهادی هریک با قسمتی ازاقدامات ومجاهدات پدرهمراه بودند)19 مخصوصاسیدمحمدصادق طباطبایی که ازچهره های سیاسی کشوربوده موسس روزنامه مجلس بوده است. ودردوره چهاردهم که یکی از حساسترین و پرجنجال ترین دوره های مجلس بود ریاست آنرا برعهده داشت تا اندازه ای قدرت بی طرفی خودرا در کرسی ریاست مجلس نشان داد.چند دوره سناتور بود با آنکه در پایان زندگی با سختی و تهی دستی زندگی می کرد کتابخانه نفیس شخصی خودرا بلاعوض به مجلس ملی اهداءکرد.20
املاک و دارائی:
تنها بازمانده او نام نیک و فرزندانی بودند که راه پدر دنبال کردند و کتابخانه با ارزشی که با سختی بسیار فراهم شده بود و بعدها توسط آنها به مجلس شورای ملی اهداء گردید که امروزه در تالاری در دسترس دانش پژوهان و اهل تحقیق قرار دارد21. دست نوشته های طباطبایی نقش والای او در انقلاب و قدرت و نفوذ کلامش را بیشتر نشان می دهد.
خود نوشته است که مایملک من خانه ای است که در ان نشسته ام و اسباب خانه ناقابل و کتابخانه که به زحمت و پول زیاد مرتب شده و نقدأ در این زمان قیمتی ندارد. نزد عیالم چیزی ندارم نه نقد و نه غیر نقد سدس آنچه دارم به او صلح کرده‌ام باغ پایین نصفش صلح به میرزا ابوالقاسم شده نصف دیگرش مال ورثه است باغ جمشیدیه را صلح به عبدالمهدی و عبدالهادی کرده ام نه هزار ذرع زمین پشت اکبرآباد است ملک من است چهارهزار ذرع متصل به آن نه هزار ذرع مال خاتم مخصوص است22
وفات طباطبایی:
سید محمد طباطبایی می نویسد((امشب سه شنبه چهارم شهر رمضان المبارک1329 است در قریه ونک این سطور را با کسالتی زیاد می نویسم .امراض عدیده دارم ولی عمده مرض که مانع از همه کار است و حالم را پریشان دارد گیجی سر و دوران آن است از علاج مأیوسم سنین عمر به هشتاد ودو میرسد وقت مردن است امیدوارم باملت و محبت محمد(ص) وآل محمداز دنیا بروم و خداوندمرگ وعقبات آنرا برمن آسان فرمایدو از تسویلات شیطان و نفس که برادر شیطان است حفظ فرماید.
طباطبایی در راه حصول مشروطیت ایران صدمات بی شماری به خود هموار داشت گاه در حضرت عبدالعظیم متحصن می شد زمانی به قم مهاجرت کردتاجایی که پس از به توپ بستن مجلس به گردنش زنجیر می انداختند و با بی احترامی زیاد در باغشاه محبوسش کردند و عاقبت پس از مدتی که در حوالی شمیران و ونک متواری بود به دستور محمد علی شاه به مشهد تبعید شد23 تادرهفتم شعبان 1327ه.ق وارد تهران شد وباردیگرهنگامی که جنگ بین الملل اول به وقوع پیوست همراه خانواده اش به استانبول مهاجرت کردوپس از مدتی در اواخرسال1336هـ.ق به تهران بازگشت بالاخره پس از مدتی گوشه نشینی وانزوا درسال 1339در حالی در تهران در گذشت که از نتیجه انقلاب رضایت خاطرنداشت.24
جنازه سیدمحمدطباطبایی مجاهدی که بیش از نیم قرن سعی وکوشش خودرامصروف کسب آزادی ورهایی ملت از یوغ استبداد وظلم کرده بودبردوش صدهانفرازطبقات مردم به حضرت عبدالعظیم حمل گردید و در مقبره پدرش مرحوم سیدصادق که محوطه آنرا میرزایوسف مستوفی‌الممالک صدراعظم وقف آرامگاهی جهت خاندان طباطبایی کرده بود به خاک سپردند.25
فصل دوم :
ریشه‌های فکری سید محمد طباطبایی
نامه سیدجمال الدین اسدآبادی به سیدمحمد طباطبایی:


پاسخ دهید